رضا قليخان هدايت
2024
مجمع الفصحاء ( فارسي )
از گوزنان است بر صحرا گروه اندر گروه * وز پلنگان است بر هامون قطار اندر قطار قمريان چون مقريان گشتند بر سرو بلند * بلبلان چون مطربان رفتند بر شاخ چنار فرشهاى عبقرى گسترده شد در بوستان * جامهاى ششترى افكنده شد در كوهسار گه كنار سبزه پرعنبر كند باد صبا * گه دهان لاله پرلؤلؤ كند ابر بهار گر به لاله بنگرى دارد پر از لؤلؤ دهان * گر به سبزه بگذرى دارد پر از عنبر كنار گرچه پنهانست بر گردون بهشت جاودان * كرد يزدان در جهان خرم بهشتى آشكار تا به پيروزى و شادى اندرين خرم بهشت * خوش گذارد روزگار خويش شاه روزگار زهره ساقى زيبد اندر مجلس او روز بزم * مشترى خاطب سزد در درگه او روز بار مدح او بر خاك خوانى زر پديد آرد ز خاك * نام او بر خار بندى گل بروياند ز خار چون سمندش حمله آرد در ميان رزمگاه * چون كمندش حلقه گردد در مصاف روزگار آب گردد پيش او گر آتشين باشد سليح * موم گردد پيش او گر آهنين باشد سوار